بانكداري ايراني - تا همین چندی پیش، مساله اکثر نخبگان و کنشگران سیاسیِ ما، ادامهی حیات «امر سیاسی» به وسیله استمرار دولت روحانی بود؛ اکنون اما ماجرا فرق کرده است.
محمدعلی وکیلی در سرمقاله روزنامه ابتکار نوشت: تا پیش از این، دغدغه ها در گروِ روشن نگه داشتنِ کورسوی «امید»ی بود که ایجاد شده است. اکثر نخبگان و کنشگران سیاسی، تمام سرمایه اجتماعی خود را فعال کردند تا بسا ایران را از سقوط باز دارند و حداقلی از مطالبات را برکشند. البته در موعد انتخابات وقتی چالش های انتخاباتی، بنیادین تر شد، به طور طبیعی در پاره ای از حوزه ها توقعات حداکثری ایجاد شد؛ چندان که از همان ابتدا می شد مسکوت ماندن اجرای آن را از پیش حدس زد. شاید به همین علت بود که، پاره ای از شعار ها و وعده ها، هر چند سطح مطالبات در کف جامعه را ارتقاء داد اما از اساس دغدغه ای را در سطوح رسمیِ متولیانِ امور برنینگیخت. یعنی ذائقه ها را متوجه مطالباتی کردند که گویا از اساس قرار بر اجرای آن نبود.
حالا نخبگان و کنشگران سیاسی مانده اند و مطالباتی بر زمین مانده و دست های خالی از قدرت اجرایی.
لذا امروز گرفتار مساله ای جدید شده اند. اگر تا پیش از این، مساله ای به نام ادامه حضور عقلانیتِ سیاسی در عرصه رسمی کشور داشتند و برای آن از سرمایه اجتماعی خود برای استقرار این دولت خرج می کردند امروز اما گرفتارِ بحرانِ «بی قدرتی و پُر مسئوولیتی» اند! در واقع، سرمایه اجتماعی نخبگان در معرضِ تهدیدِ نداشتنِ سرمایه سیاسی است.
به عبارتی، نخبگان از یک طرف در مقابلِ عملکرد دولتِ بر آمده از پایگاهِ اجتماعیِ خود مسئولند و از طرف دیگر برای پیگیری مطالبات مردم از دولت، دستشان کوتاه است. و لذا در معرضِ استهلاک وریزش سرمایه اجتماعی قرار گرفته اند. «وضعیتِ» امروز، آنان را گرفتار مسالهی جدیدی کرده است. اتخاذ موضع و تدوین راهبرد برای عبور از این بحران، بسیار دشوار است.
چرا که این بار، بحران گریبانِ خودِ نخبگان را گرفته است و « پرداخت مساله» توسطِ نخبگان، خود، «مساله» شده است!
این، وضعیتِ مطلوبی نیست. افتادنِ آتش به خرمنِ اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی نخبگان، اولین و مهمترین خسارتی که می زند، اخلال در فرایندِ پرابلماتیک کردنِ بحران ها است. راهِ، حلکردنِ بحران ها، مسالهساختن از آن است.
اگر سرمایه اجتماعیِ نخبگان آسیب دید، این فرایند مختل خواهد شد.
'مسالهمندیِ' یک جامعه، با تخریبِ اعتماد عمومی به نخبگانش، حتماً آسیب خواهد دید. و همه می دانیم که جامعهی غیرِ مسالهمند، در معرضِ آسیب های بزرگ قرار خواهد گرفت!
لذا ضرورتِ عبور از این بحران ها هر لحظه باید حس شود و ادبیاتِ متناسب با این«وضعیت» تولید و ترویج شود.
*منبع:روزنامه ابتکار، 1396،7،15