کد خبر: ۹۰۵۲۵
تاریخ انتشار: ۱۴:۴۰ - ۱۸ دی ۱۳۹۵ - 07 January 2017
این افراد باید یاد بگیرند که با هتاکی، توهین و بی اخلاقی نمی توانند خود را در انظار جامعه بزرگ کنند.
 روزنامه نوآوران در گفت و گو با شهربانو امانی، مهدی مطهرنیا و فاطمه راکعی نوشت: این افراد باید یاد بگیرند که با هتاکی، توهین و بی اخلاقی نمی توانند خود را در انظار جامعه بزرگ کنند.

در ادامه این گفت و گو می خوانیم: اگر امروز تنشی در جامعه به واسطه بد اخلاقی های سیاسی مقامات و مسؤولان ایجاد شود، این مردم هستند که باید هزینه های آن را پرداخت کنند. به عبارت دیگر اخلاق گرایی گمشده این روزهای وضعیت سیاسی ایران است به گونه ای که اسرار به راحتی فاش می شود و ملاحظات امنیتی از یادها می رود. فارغ از این که مردم چنین رفتارهایی را رصد کرده و شاید آن ها را الگوی خود قرار دهند. الگویی که برآمده از رفتارهایی است که ذهن جامعه را هدف قرار داده است و درنهایت منجر به تنش و نا آرامی در کشور خواهد شد. 

این درحالی ست که شاهد بودیم در دوره ای آرامش ذهنی مردم از یاد سیاسیون پاک شده بود و تنها ادبیات مبتنی بر بگم بگم تبدیل به مهم ترین خوراک رسانه های انگلیسی و معاند شده بود. امروز جامعه به سطح بالایی از آگاهی های سیاسی و اجتماعی به مدد رسانه های گوناگون دست یافته است و بیش از هر چیزی نیازمند فضا و عاملانی دارد که فقط و فقط قانون را در دستور کار خود قرار دهند و در این میان این فعالان عرصه سیاست هستند که باید اخلاق را مدار حرکت تاثیرگذار خود در جامعه قرار دهند و بیش از هر چیزی به این مهم آگاه باشند که نبود اخلاق در مراودات سیاسی یعنی سیاست منهای مردم که این رویکرد چیزی جز بی اعتمادی مردم را در پی نخواهد داشت. تاکنون در باب الزامات رعایت اخلاق سیاسی از سوی فعالان این عرصه سخن های زیادی به میان آمده است که ما نیز سعی کردیم تا از دریچه جامعه و منافع ملی به آن نگریسته و از نظرات کارشناسان عرصه سیاسی بهره مند شویم که در ذیل باهم می خوانیم.

**شهربانو امانی
عده ای به نقد نه علاقه و نه اعتقادی دارند
مردم ایران و بالاخص سیاستمداران و کسانی که ادعا می کنند کار سیاسی انجام می دهند، باید بدانند زیربنای همه حرکت ها از سیاست و سرمنشأ آن تدبیر و سیاست است. سیاست یعنی تدبیر کردن، یعنی ممکن کردن ناممکن ها. متأسفانه برخی از سیاسیون وظیفه خود در بحث استیفای حقوق مردم و شهروندان در حوزه سیاست را در چارچوب قواعد بازی رعایت نمی کنند و قاعده بازی را پیش نمی برند. متاسفانه تاکنون تلاش نشده که ضعف ها ، مشکلات و سوء تفاهم های مربوط به احزاب از بین رود .کما این که می بینیم ما اکنون پارلمان داریم اما حزب نداریم و حزب داریم اما ارگان نداریم. چنین چیزهایی عاملی می شود که سیاستمداران در مقابل عملکرد خود پاسخگو نباشند . امسال در آستانه انتخابات مهمی هستیم، البته انتخابات همیشه مهم بوده و به نظر من هزینه این مهم را همواره مردم ایران، جامعه و نظام جمهوری اسلامی به معنای کل پرداخت کرده است. اگر فرهنگ سیاسی در بخش های مختلف به ویژه در حوزه سیاسی که تاثیرگذاری بسیار شایانی بر دیگر وجوه کشور دارد، نهادینه نشود شاهد شرایط بغرنجی خواهیم بود.

وقتی روحانی دولت را تحویل گرفت شاهد فسادهای لجام گسیخته و ساختاری بود که علی رغم این که سعی کرد با طمأنینه آن ها را رفع کند ، اما از آن جایی که به واسطه عملکرد دولت قبلی چنین رویکردی نهادینه نشده بود، از هر جا صدایی بلند شد . چرا که پیش از آن ملاک عمل و سنجه جامعه قانون نبود و قانون گریزی ترویج شده بود.

دولت اصلاحات از ابتدا اعلام کرد که ملاک عمل آن قانون است و در همین چارچوب نیز حرکت می کند.. اما از طرفی یک دولتی بر سر کار می آید که می گوید من سند بالادستی چشم انداز را قبول ندارم، برنامه چهارم توسعه را قبول ندارم و به همه تهمت می زند و شرایطی را ایجاد می کند که نه تنها احزاب بلکه ناظرین جامعه و جامعه نتوانند نقد کنن که نتیجه آن این است که اکنون تکلیف بیش از 700 میلیارد دلار کشور معلوم نیست.

نتیجه چنین رویکردی باعث می شود که شکاف موجود در جامعه عمیق تر شود و یک رقابت بسیار لجام گسیخته و بی قانونی شکل گیرد. در ادامه اعتماد عمومی و مهم ترین آن سرمایه اجتماعی به شدت سقوط می کند و اخلاقیات و اعتماد عمومی آسیب بسیار جدی و جبارن ناپذیری را خواهند دید.

چنین چیزی نتیجه حضور دولتی بود که نسبت به این مسائل و مشکلات به وجود آمده دوران خود هیچ وقت پاسخگو نبوده است .متأسفانه در جامعه اکنون مستند سازی نمی شود که هر دولتی چه گرفته و چه تحویل داده است. دولت هایی که چاره خود را در تخریب، تهمت، افترا و توهین می دانند، در بدنه جامعه مخاطبان زیادی ندارند ولی تلاش می کنند رسانه های تاثیرگذارو مهم را از دست ندهند و در اختیار خود داشته باشند و به نوعی می توان گفت چنین دولت هایی تلاش می کنند تا فرافکنی کنند و رقیب خود را با تهمت های متعدد از میدان خارج کنند.

سیاست منهای صداقت می شود؛ بی اعتمادی، انفعال جامعه، بی تفاوتی مردم، بی تفاوتی مردمی که دارای تاریخ بسیار متمدن و کهنی هستند و در دفاع از کشورشان و باورهای دینی و ملی خود از هیچ زحمتی و یا از هیچ تلاشی فروگذار نبوده اند.

انفعال جامعه ای که به پای ارزش های خود ایستاده است یعنی مرگ ملت و مرگ یک ملت یعنی سقوط آزاد یک کشور. آن هایی که به قاعده بازی و قانون احترام قائل هستند و منصفانه و عادلانه تلاش می کنند، باید بدانند که نقد با نق زدن و تخریب مترادف نیست. گاهی یک سیاستمدار که با صداقت کشور را اداره می کرد و خود را در برابر مردم پاسخگو می دانست با آن که اکنون ممنوع التصویر و ممنوع الصدا است با یک پیام کوتاه تاثیر خود را در جامعه می گذارد.

از طرفی در دوره ای شاهد رئیس جمهوری بودیم که در مجلس نماینده های کشور را تهدید می کرد، هر کس را که به من توهین کرد به دادگاه معرفی می کنم.

رئیس جمهوری به عنوان مجری قانون اساسی، قسم می خورد از حقوق همه شهروندان دفاع می کند و باید بداند توهین به هر شهروندی جرم است.

نباید فضا را ملتهب کرد و فضا را برای کسانی که از آب گل آلود ماهی می گیرند، بار دیگر آماده کرد تا کسانی روی کار بیایند که فقط از خودشان دفاع می کنند و بعد از این که از قدرت کنار می روند دیگر پاسخگو نیستند.

طبیعتاً ادامه چنین سیاست هایی مردم را دلسرد می کنند و وقتی مردم دلسرد و بی تفاوت شدند یا به زندگی روزمره خود می پردازند و یا به هر حال از مشارکت های اجتماعی و سیاسی ناامید می شوند.

باید صداقت و اخلاقیات در بین سیاسیون ترمیم شود و با تخلف هر کسی که خلاف کرده است از هر جریان سیاسی عادلانه در دادگاه عادله و در چارچوب قانون برخورد شود. در غیر این صورت رفتاری ایجاد می شود که موجب یأس و ناامیدی در جامعه می شود.

مردم ایران دارای خرد جمعی هستند و هوشمندی این مردم خصوصا در عصری که عصر ارتباطات و شبکه های اجتماعی و رسانه های مجازی است، مثال نزدنی است. بنابراین اجازه پنهان کاری را به هیچ فرد و جریان سیاسی نخواهد داد که در غیر این صورت انفعال و بی تفاوتی در بین مردم رواج می یابد. انفعال تبعات دیگری در حوزه فرهنگی دارد که برای رفع آن بهترین روش این است که هر کسی صادقانه به اندازه خودش اشتباهات خود را بپذیرد و قبول کند که مردم صاحبان اصلی مملکت هستند و همه دست به دست هم دهند برای سالم سازی و ریشه کنی فساد در آن.

گاهی اوقات دیده می شود که در بسیاری از دانشگاه ها به بخش مهمی از اصلاح طلبان مجوز سخنرانی داده نمی شود چرا عده ای پاسخگوی عملکرد خودشان نیستند و فکر می کنند اگر دیگران حضور نداشته باشند و نقد نکنند طبیعتاً خیلی آرام می توانند همه چیز را پیش ببرند. در صورتی که تفکر انتقادی یعنی اصلاح امور و پیگیری مستمر برای اصلاح که در نتیجه باعث افزایش اعتماد عمومی و آرامش در جامعه می شود.

عده ای علاقه ای به پاسخگویی ندارند لذا چون برنمی تابند و عنصر حزبی بودن را در کشور تقبیح می کنند. نتیجه این می شود که احزاب جزیره ای و حاشیه ای و چند نفره یا محفلی ایجاد می شود اصلاح طلبان از سال 92 با یک اجماع و جبهه ای کار سیاسی شان را دنبال می کنند. جبهه ای کار کردن راحت نیست، اما ای کاش اصولگرایان نیز چنین روشی را پیش برند و اختلافات درون گروهی خود را تا جایی که می توانند حل و فصل کنند.
و هر جا لازم است تحمل کنند و باعث نهادینه شدن فرهنگ سیاسی و اخلاق سیاسی در کشور باشند.

**دکتر مهدی مطهرنیا
جامعه نیازمند یک انقلاب اخلاقی است
در ادبیات سیاسی و در بحث کلاسیک اخلاق که بیشتر به مکتب واقع گرایی قدرت یا رئالیسم قدرت باز می گردد و پرچم دار ماکیاول است همواره دو واژه در برابر هم قرار می گیرند؛ یکی اخلاق سیاسی است که تحت عنوان تقوای ماکیاولی از آن یاد می شود و دیگری اخلاق و تقوای مذهبی است. در اخلاق سیاسی یا تقوای ماکیاولی هدف وسیله را توجیه می کند. بر حسب اتفاق و با کمال تأسف در فضای سیاسی کنونی ایران به ویژه از دهه گذشته تاکنون جهت گیری های پوپولیستی و عوام فریبانه تقوای ماکیاولی را در لباس دینی به نمایش می گذارد. نه تنها معیارهای شرعی برخواسته از فقه متعالی و شیعه متعالی اسلام شیعی رعایت نمی شود بلکه قواعد بازی سیاسی نیز به درستی مورد عمل قرار نمی گیرد. آن چه که اصل است نه تقوای دینی و اصول ناشی از دین بلکه استفاده از این اصول و ارزش های دینی برای ابزاری در جهت حذف دیگران است.

تا آن جا که از منظر فقهی در بعضی از محافل اصل فقهی توهنتو یا تهمت بزنید تا جلوی شر احتمالی آینده را بگیرید مطرح می شود. این یعنی هدف وسیله را توجیه می کند. در نظام اسلامی گفته می شود که ما می توانیم به زور انسان ها را به بهشت ببریم. 

یعنی چون بهشت امری مثبت و ارزشی تلقی می شود می توان برای آن یک عمل ضد اصول و ارزش را انجام داد یعنی از اجبار خارج از حیطه شریعت و قانون استفاده کرد. لذا اجبار غیرمشروع برای رسیدن به یک هدف مشروع مورد توجه قرار می گیرد لذا در ایران یک نوع ماکیاولیسم مزمن و مضر در حال رشد و بالندگی است و این درست خلاف اصول و ارزش های انقلاب اسلامی است. اصول و ارزش هایی که در فرمان هشت ماده ای امام(ره) مطرح می شود. یا در سخنان رهبری انقلاب اسلامی در باب آزاد اندیشی بیان می شود. تجسس در امور داخلی افراد، دام افکنی در برابر انسان های موثر، پرونده رو کردن های متفاوت، در پروژه بگم بگم های مورد حمایت واقع شده اکنون به جایی رسیده است که خیلی از ناگفته ها آرام آرام و بسیار موثر روی پرده آمده است. لذا در ایران یکی از نقطه های گره ای ایجاد زوال در اصول و ارزش های انقلابی همین مطلب است. من معتقد به زوال شناسی در ادبیات سیاسی هستم. زوال شناسی دو بعد پیدا می کند. آسیب شناسی و تهدیدشناسی.

در بعد آسیب شناسی از سطح زوال شناسی یکی از مهم ترین آسیب های انقلاب اسلامی تأسی به نوعی ماکیاولیست نقابدار است. خود ماکیاولیست دارای نقاب های تو در تویی است این ماکیاولیست در محیط بازی سیاسی در ایران بسیار پیچیده تر و چند لایه تر نقاب به چهره می زند. این هم خطرناک است و موجب زوال نه تنها اخلاق بلکه زوال سیاست و نه تنها زوال سیاست بلکه زوال دین خواهد شد. پس دلسوزان اخلاق سیاست و دین اگر به واقع دلسوز اصول و ارزش های اخلاقی و سیاسی و دینی هستند باید جلو این ماکیاولیست پیچیده را با صداقت، صراحت، صلابت و صبوری فتح کنند. 
از خروجی ها و پیامدهای متفاوت این معنا نباید چشم پوشید.

امروز این زوال اخلاقی نه تنها در حوزه سیاست بلکه به حوزه اجتماع کشیده شده است . جامعه ای که اکنون ملاحظه می کنید مملوء از بد اخلاقی های متفاوت مدنی است و این می تواند موجب آنومی جامعه شود هنجارشکنی هایی که اکنون در حوزه های گوناگون رفتارهای نسل های متفاوت چند دهه گذشته شاهد هستیم و هر نسلی نسبت به نسل گذشته تشدید یافته تر می شود به گونه ای که امروز مسائل اجتماعی در صدر توجه قرار می گیرد محصول عملکرد نادرست در حوزه سیاست است.

ملت ها هم به همان راهی می روند که مدعیان هدایت ملت ها و اجتماع شان در حوزه سیاست انجام می دهند امروز دروغ، نخودچی کشمش جیب هر آدمی است که در اجتماع می خواهد موفق باشد. تهمت، غیبت، ریاکاری، حسادت و قضاوت کردن راجع به دیگران بسیار بالا گرفته است.

همین ها در لایه های بعدی یعنی حوزه اعتیاد و فسادهای اخلاقی و غیره نفوذ می کند و اندام واره جامعه را جذام وار می خورد. لذا باید بر این نکته تأکید داشت که جامعه نیازمند یک انقلاب اخلاقی است. من در سال 1380 در جزوه پاسخ به رئیس جمهور به رئیس جمهور وقت نوشتم: جامعه نیازمند یک انقلاب اخلاقی، انقلاب علمی و انقلاب بوروکراتیک و انقلاب اقتصادی است. اگر این چهار رکن به درستی انجام شود توسعه سیاسی در ایران امکان پذیر است امروز بعد از گذشت 15 سال از نگارش آن نامه می بینیم که ایران بیش از هر چیزی نیازمند انقلاب اخلاقی است. ایران برداشتن تحریم ها نباید برایش مهم باشد. دستیابی به موشک های دور برد چندان اهمیت ندارد، اما آن چه که بیش از همه آن ها اهمیت دارد اخلاق اخلاق و اخلاقی است که در آن اصول ارزشی به درستی هویدا باشد نه در چارچوب متأسفانه بعض از ریاکاری ها که امروز گستره فراوانی نیز پیدا کرده اند.

هزینه این بی اخلاقی ها از جیب مردم هزینه می شود دودش به چشم مردم می رود.
مهم ترین وظیفه فعال سیاسی در مواجهه با چنین شرایط :
فرهنگ پروری در پایین و پرسمان از بالا به عنوان راهکار است. فعالان سیاسی- مدنی باید به طبقات پایین جامعه و توده های فعال نه عوام منفعل توجه داشته باشند و باید تلاش کنند عوام منفعل را به توده های فعال تبدیل کنند و سپس به این توده های فعال بیاموزند که در چارچوب قانون و شریعت چگونه حق را از میان این همه ناحق تشخیص دهند و به چه شیوه ای احقاق حق کنند که مخل حقانیت آن ها نباشد. این کاری بس مشکل است. ولی گریز ناپذیر است و از طرف دیگر من همان سال 80 نوشتم؛ پرسمان از بالا پرسشگری از روشنفکران مدعی برنامه ریزی برای آینده و نخبگان دارای قدرت در مراتب مختلف حکومتی باید شکل گیرد و عقلانیت انتقادی در بالا و عقلانیت تفاهمی در پایین مورد استفاده قرار گیرد.

تقویت احزاب به جای باندهای سیاسی:
حزب در ایران به راحتی شکل نمی گیرد حزب در معنای اصیل آن نیازمند باور به جدایی فرهنگ از دین است فرهنگ و دین ارتباط این گمانی ندارند حتی ارتباط هم نشینی ندارند. دین نمی تواند فرهنگ باشد و فرهنگ، دین. دین مجموعه آرمان های انتزاعی برگرفته از وحی را شامل می شود در حالیکه فرهنگ انسان پرداخته و جمعیت پذیرفته است و این آرمان های انتزاعی برگرفته از دین را تبدیل به اصول و ارزش، هنجارها و قواعد تعریف شده و موجودیت های نمادین می کند. باید در چارچوب قانون بپذیریم که حزب کارکرد دارد و به جای حزب های فرمایشی، موسمی و منفعت محورانه حکومتی و دولتی به دنبال حزب به معنای واقعی کلمه باشیم که اگر شکل بگیرد می توانیم امید داشته باشیم که اخلاقیات سیاسی در چارچوب قانون و ساختار حزبی بیشتر رعایت شود.

**فاطمه راکعی
بهترین رویکرد با بداخلاقی های سیاسی رفتار بر مبنای قانون است
ما از حضرت امام (ره)، از مسؤولین بزرگ نظام در خصوص ادب و اخلاق سیاسی و رعایت اصول اخلاقی در گفتمان ها و رفتارهای سیاسی خود بسیار آموخته ایم. یکی از مسائلی که آرامش و آسایش ملت را بسیار جریحه دار کرد در دوران 8 ساله ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به وقوع پیوست. متأسفانه او با بیان و رفتار خود کاملاً اصول اخلاق سیاسی را زیر پا می گذاشت و به خودش اجازه می داد تا با هر لحن و ادبیاتی از مسائل بین المللی گرفته تا برخورد با خبرنگاران و شهروندان عادی کشور سخن بگوید و رفتار کند. پس از آن ملت به خوبی نشان دادند که چنین ادبیاتی شایسته یک ملت بزرگ و فرهیخته و متکی به تاریخ و فرهنگ هزار ساله نیست. خصوصاً اکنون و با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و کنار رفتن آن ادبیات غیر اخلاقی ملت انتظار رفتار های سنجیده، اصولی و انسانی دارد. متأسفانه اکنون در کشور برخی از جریان ها و جناح های سیاسی رفتارهای فرهنگی و باورهای اخلاقی را رعایت نمی کنند. 

برای آن که بتوانیم چنین افراد و گروه هایی را به راه بیاوریم ، جامعه را در یک جو آرام سیاسی قرار دهیم و از التهاب جامعه بکاهیم که این از جمله اهداف دولت تدبیر و امید است، باید تحمل خود را افزایش دهیم و هر رفتار غیر اصولی و غیر اخلاقی از طرف تندروها را با مشی حقوقی و با ادبیات اخلاقی پاسخ دهیم. 

خصوصاً اکنون که در آستانه دو انتخابات مهم ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا هستیم باید توجه کنیم که اگر قرار باشد بار دیگر این لحن و رفتار خصوصا از سوی آنان که تریبون دارند در جامعه طنین انداز شود حتماً عواقب بدی را به دنبال خواهد داشت و در یک جو آرام نمی توانیم به اهداف متعالی سیاسی دست پیدا کنیم. امروز شاهد هستیم که ملت به افراد و گروه های تندرو که لب به توهین، افترا، هتاکی و تحقیر دیگران می گشایند و فرا تر از قانون عمل می کنند، نه گفته است و به سمتی در حال حرکت هستیم که خواهان اصلاح چنین رفتارهایی هستیم.

طیفی که امروز در مجلس حضور دارد و وکلا و دانشمندانی که با گفته ها و نوشته های خود از حق مردم دفاع می کنند باید آگاه باشند که این لحن کلام و ادبیات سیاسی این افراد نباید به گونه ای باشد که بار دیگر مجالی به حضور آن ادبیات ناپسند داده شود. بسیاری از مسائلی که برای مردم جامعه مهم است تا زمانی که به زبان نمی آید و پشت تریبون های عمومی اعلام نمی شود، نهادینه نمی شود. اکثریت جامعه از هیچ نوع خشونت چه در رفتار و چه در کلام بری و بیزار هستند، اما آن جایی که مخالفان پذیرفته می شوند به نوعی شاهد وجود فرهنگی انسانی هستیم که عالی ترین مرتبه آن از سوی ائمه اطهار در برخورد با کفار دیده شده است. امیدواریم چنین رویکردی در جامعه نهادینه شود و دولت، مجلس و بزرگان کشور در همه زمینه ها از جمله سیاسی و اجتماعی چنین فرهنگی را در جامعه ترویج کنند. در چنین شرایطی جامعه نیاز دارد تا افرادی در عرصه های سیاسی و اجتماعی حاضر شوند که حتی در مواجه با بدترین ظلم ها و رفتارها به هیچ وجه عصبانی نشوند، چرا که هدف اصلی اصلاح رفتار سیاسی و اجتماعی است. بنابراین برای آن که چنین فرهنگی نهادینه شود نیاز است تا ابتدا از سوی افراد و بزرگان جامعه پیاده و اجرا شود.

من به عنوان یک شهروند عادی جامعه اگر اقدام به انجام کاری کنم که خارج از هنجارهای اجتماعی و فرهنگی جامعه است، خیلی عجیب به نظر نمی آید، اما اگر یک مسؤول شناخته شده سیاسی و اجتماعی برای مثال یک رئیس جمهور و یا یک روحانی به دلیل اعتقاد معنوی مردم به او مرتکب اقدامی خلاف هنجار و قانون شوند، آن گاه تعجب مردم بیش از پیش جلب خواهد شد. یادمان باشد تریبون هایی که در اختیار دولتمردان، نمایندگان و تمامی سیاسیون قرار گرفته است، امانات مردم است و باید منعکس کننده فرهنگ هزاران ساله مردم که در آن اخلاق اسلامی و انسانی حرف اول را می زند، باشد. در برخورد با آن گروه و طیف و اقلیت سیاسی که رفتارها و گفتارهای ناپسند را از خود بروز می دهند هیچ چاره ای جز برخورد از مجرای قانونی و بالا بردن سعه صدر خود نداریم.

خیلی روشن است که در رفتارهای سیاسی که به نوعی رفتاری گروهی و مبتنی بر خرد جمعی و کار متشکل است و از سوی احزابی که رأی مردم را پشت خود دارا هستند، نیازمند مراعات اخلاق و قانون هستیم. متأسفانه رقیب سیاسی ما معتقد به کاربرد خشونت در رفتار سیاسی است در چنین شرایطی احزابی که در حال مبارزه با بداخلاقی و واپس گرایی هستند و برای رشد کشور در تلاش هستند، نباید خارج از مدار قانون با آن ها مقابله کنند چرا که این به معنای بهانه دادن به دست رقیب و بازگشت به دوران خشونت هستیم.

*منبع: روزنامه نوآوران، 1395.10.18 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: