کد خبر: ۸۸۶۱۵
تاریخ انتشار: ۱۵:۵۶ - ۲۳ آذر ۱۳۹۵ - 13 December 2016
مشخص نیست سینمای ایران که از ابتدای انقلاب مرکب چموشی برای گفتمان انقلاب اسلامی بوده است وعده ای آن را درخدمت انقلاب نخواسته اند چرا اینک آن سینما و این عده ، در برابر فیلمی که راوی رنج ومحنت و زخم مام میهن ازخنجر استعمار است همچنان سرگرانی می کنند؟
 تارنمای الف در یادداشتی آورده است:مشخص نیست سینمای ایران که از ابتدای انقلاب مرکب چموشی برای گفتمان انقلاب اسلامی بوده است وعده ای آن را درخدمت انقلاب نخواسته اند چرا اینک آن سینما و این عده ، در برابر فیلمی که راوی رنج ومحنت و زخم مام میهن ازخنجر استعمار است همچنان سرگرانی می کنند؟

محمد رضا حبیبی در یادداشت خود در تارنمای الف آورده است: فیلم یتیم خانه ایران که مدتی است برپرده اکران رفته موضوعی را دستمایه خود قرار داده است که درکمال تعجب از تاریخ معاصر ایران نه تحریف که حذف شده است . قحطی بزرگی که عامدانه از سوی انگلیس در خلال جنگ جهانی اول به ایران تحمیل شد تا بر اثر آن جمعیتی بالغ بر 8 الی 10 میلیون نفر از هموطنانمان بر اثر شدت گرسنگی و ابتلا به امراض مسری چون وبا در سکوتی دردآور بمیرند و کسی نباشد که در طول این سالیان پیرامون این واقعه دهشتناک فیلم که نه چند خطی برصفحه کاغذ درخصوص آن بنویسد.

تعجب برانگیز تر از این فاجعه انسانی که به راستی می توان بر آن عنوان هولوکاست ایرانی اطلاق کرداین است که اینک که کسی حاضر شده راوی این روایت شود، درکمال ناباوری این فیلم هم از سوی مدیران فرهنگی و هم از سوی جریان روشنفکری سینما مهر بی مهری و بایکوت می خورد .اما به راستی چه قرابتی است بین این بی مهری و بایکوت ها از سوی جریان مزبور و پیام استعمار ستیزی، غیرت و تعصب مستتر درفیلم؟

شاید در زمانه ای که فیلم مطلوب مدیران فرهنگی سینما، فیلمی است با تم تجاوز که هم متجاوز بی تقصیر است و هم تجاوز شده انتظارحمایت از سوی جریانات فوق، انتظار بلاوجهی باشد. فیلم یتیم خانه ایران نیز راوی درد و رنج ناشی از تجاوز است. تجاوزی که متجاوز آن نه یک شخص که اجنبی است و کارگردان با بیانی صریح و بدون ابتلا به پیچیدگی های کاذب جریان شبه روشنفکری که باسر دادن شعارهای شیک و قشنگی چون «دیگران رو قضاوت نکنید ولو اینکه متجاوز باشه چرا که ممکنه شرایط اینطور ایجاب کرده و اون مجبور باشه » در کنار متجاوز نمی ایستد و مخاطب نیز بدون اینکه در کشاکش و تردید قضاوت کردن یا نکردن گرفتار شود با پیام فیلم همنوا شده و بدون لکنت زبان استعمار پیر را عامل اصلی این جنایت محسوب می کند.

بی تردید قضاوت مطلق ، امری پسندیده نیست اما این مذمومیت بستگی تام وتمام به موضوع قضاوت دارد چنانکه امتناع از قضاوت درخصوص مسئله ای چون تجاوز بیش از اینکه مربوط به پیچیدگی موضوع باشد ریشه در کژتابی های اخلاقی دارد که خالق فیلم از آن رنج می برد.

بی گمان محصول تفکری که اگر نگوئیم تجاوز را مباح می شمارد ولی نسبت به قضاوت در خصوص آن تردید روا میدارد چیزی جز دعوت به تسلیم و رضا نخواهد بود خواه دعوت به تسلیم ورضا ، در برابر تجاوزبه تن یک فرد باشد یا مام میهن.

فیلم یتیم خانه ایران، در بطن روایت تاریخی خود از قحطی ، وجودغیرت و تعصب در بین اقشار مختلف جامعه خصوصا کسانی که متولی هدایت افکار عمومی اند و قول و فعلشان منشا اثر است را به عنوان عاملی در سد راه استعمار معرفی میکند. غیرت و تعصبی که دنباله رو های داخلی استعماردر هر مقام و کسوتی ، بهره ای از آن ندارند وهمین بی بهره گی زمینه تسلط استعمار را بر حیات و ممات ظاهری و باطنی یک ملت در شئون فکری ، فرهنگی ، سیاسی و حتی اقتصادی را فراهم می آورد .

متاسفانه سالیان متمادی است که این سینما نه تنها دین خویش را به این مفاهیم ادا نکرده بلکه با تحقیر این مفاهیم عملا برروی مفاهیمی اروتیک آغوش گشوده که لاجرم نتیجه ای جزاقبال به فیلم هایی مبتذل دخترپسری، تضعیف و تحلیل رفتن مفاهیمی چون غیرت، تعصب و استعمارستیزی درپی نداشته است.

درچنین شرایطی درسینمایی خمود و سطحی که متجاوز آن تبرئه میشود طبیعی خواهد بود فیلمی چون یتیم خانه ایران که درپس بلیه قحطی دست استعمار را آشکارمیکند و ندای استعمار ستیزی سر می دهد جایی در ویترین آن نداشته باشد.

شاید اگر خالق اثر نیز به تبعیت از مد زمانه شبه روشفنکران، تصویری بزک شده از استعمار منعکس می کرد می توانست توفیق اقبال جریان سینمایی مزبوررا به دست آورد لکن فیلم، عطای این توفیق را به لقایش می بخشد و آب تطهیر بر چهره استعمار نمی پاشد تا مام میهن شاهدی شودبراینکه که کدام تفکر است که امروز باخون خودحافظ مرزهای این کشور است.

پس جناب طالبی شما شهریار شهر سنگستان سینمای ایران باش ولو اینکه نفیر فریادت را اهالی این شهرسنگ وسرما نشنوند چراکه جریانی از این قوم طالع تقدیرشان به استعمار، استحمار و وابستگی گره خورده و هیچ ابایی از یتیم خواستن ایران ندارند مشروط به اینکه استعمار برایشان پدری و مادری کند. آری همینانند مخاطب تاریخی این بیت از ملک الشعرای بهار که گفت :

بگو به سفله که در دست اجنبی ننهد / کسی که نان پدرخورده دست مادر خویش 

*منبع:تارنمای الف/23آذر 95
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: