کد خبر: ۷۸۷۳۰
تاریخ انتشار: ۱۵:۰۵ - ۲۰ مرداد ۱۳۹۵ - 10 August 2016
روزنامه آرمان در صفحه گزارش اجتماعی درباره ترویج فرهنگ کمک به دیگران و تاثیر این عمل خیر خواهانه بر میزان رضایتمندی از مفید بودن افراد و ایجاد همبستگی عاطفی در جامعه گفت وگویی با آناهیتا خدابخشی کولایی منتشر کرد.
 روزنامه آرمان در صفحه گزارش اجتماعی درباره ترویج فرهنگ کمک به دیگران و تاثیر این عمل خیر خواهانه بر میزان رضایتمندی از مفید بودن افراد و ایجاد همبستگی عاطفی در جامعه گفت وگویی با آناهیتا خدابخشی کولایی منتشر کرد.

در این گفت وگو که در شماره چهارشنبه 20 مرداد 1395 هجری خورشیدی با روان شناس و استاد دانشگاه منتشر شد، آمده است: «ترویج فرهنگ مهربانی با موسسات خیریه»؛ همان چیزی است که بسیاری از موسسات خیریه به دنبال آن هستند تا با مشارکت های مردمی اقشار آسیب پذیر جامعه را حمایت کنند، اما آنچه در این بین مهم جلوه می کند کارآمدی این موسسات است تا تنها تاثیرات مقطعی بر زندگی افراد تحت پوشش خود نداشته باشند. آناهیتا خدابخشی کولایی روان شناس و استاد دانشگاه در گفت وگو با « آرمان» در مورد هدفمند بودن موسسات خیریه می گوید: نباید کمک های موسسات خیریه به سمتی حرکت کنند که فقط به عده ای کمک شود تا در مقاطع زمانی و اجتماعی مختلف همچنان سر جای خودشان بمانند و تغیییری نکنند. باید کمک این موسسات در راستای ساختن آینده و رشد و شکوفایی این افراد باشد تا در آینده بتوانند مستقل شوند.

**خیر خواهی و اینکه افراد یک جامعه در اقداماتی شرکت کنند که به نفع نیازمندان است، تا چه حد می تواند در رضایتمندی فردی آنها از زندگی موثر باشد؟

انجام امور خیریه به معنی کمک کردن به دیگران، حمایت از اقشار آسیب پذیر جامعه و فراهم کردن شرایط تحصیل برای کسانی که توانایی پرداخت هزینه آن را ندارند، بسیار مفید است، تا جایی که برای فرد کمک کننده هم می تواند از نظر روحی و روانی بسیار خوب و مناسب باشد، چون آن فرد احساس می کند که در جامعه مفید بوده و در روند مشارکت اجتماعی سهم دارد. بنابراین عمدتا یک قدرت روانی به او وارد می شود، چرا که احساس می کند اثر مثبت کاری که انجام می دهد به گونه ای است که در زندگی شخصی خودش هم انعکاس پیدا می کند. حال اگر این مساله فراگیر باشد و کارهای خیرخواهانه در سطح جامعه انجام شود، مردم احساس همبستگی عاطفی و روانی نسبت به هم پیدا می کنند و به همان میزان خشم و پرخاشگری در افراد کاهش می یابد. 

در این صورت است که درک همدلانه از اوضاع افراد نیازمند اتفاق می افتد. در حالی که صرفا مدنظر نیازهای مالی نیست، حتی درست کردن یک مرکز روانپزشکی برای افرادی که آسیب روحی دیده اند، یک کار خیرخواهانه محسوب می شود. بنابراین انجام امور خیریه برای همبستگی افراد و ایجاد روحیه همکاری و همگرایی در جامعه بسیار مناسب است و در طولانی مدت اثرات مطلوبی را در جامعه به جای می گذارد.

**با توجه به اینکه موسسات خیریه در بهبود وضعیت زندگی اقشار نیازمند نقش بسزایی دارند، ارزیابی شما در مورد کارایی این مراکز چگونه است؟

من با به کار بردن واژه «نیــازمندی» در کارهای خیرخواهانه موافق نیستم، چون بسیاری اوقات کمک ها لزوما مادی نیستند و می تواند انواع مختلفی داشته باشد. برای مثال وقتی در روستایی کتابخانه ای افتتاح می کنند و افراد تشویق به کتابخوانی بیشتری می شوند یا برای کودکان آسیب پذیر تئاتر عروسکی اجرا می کنند که گفته های حکیمانه تبلیغ می شود، در راستای کار فرهنگی، کار خیرخواهانه انجام می شود. بنابراین وقتی می گوییم نیازمندی بار منفی دارد. به نظر من کار خیرخواهانه آن نیست که فقط افراد فقیر و ناتوان را در نظر بگیریم که افرادی توانمند از نظر اقتصادی به آنها کمک می کنند. خیریه ها تنها کمک های اقتصادی ندارد، بلکه کمک های موسسات خیریه می تواند در جهت فکری، فرهنگی، روانی و اجتماعی باشد تا آینده افراد تحت پوشش را تامین کند.

**به نظر شما موسسات خیریه باید در چه راستایی حرکت کنند تا اقشار آسیب دیده را در مسیر رشد قرار دهند؟
کمک کردن و کارهای خیرخواهانه ربطی به یک جامعه ویژه یا مذهبی ندارد، بلکه کمکی است که افرادی در همه کشورها به تناسب آن جامعه می کنند. حالا در برخی کشورها دلایل فرهنگی کمک کردن ممکن است متفاوت باشد، اما در نهایت چون مردم آن کشور دوست دارند که مشارکت مثبتی در جامعه داشته باشند و بتوانند به بخشی از جامعه کمک کنند، وارد عمل می شوند، با وجود این، صرفا کمک مادی نمی تواند اثر مثبت زیادی داشته باشد، چون فقط نیازها و مایحتاج زندگی افراد دریافت کننده کمک را مرتفع می کند، گرچه در مرحله اول کار خیر محسوب می شود، اما در مراحل بالاتر، باید به این افراد مهارت، حرفه و رویکردی را آموخت تا خودشان بتوانند به افرادی توانمند در جامعه تبدیل شوند. 

بنابراین نباید موسسات خیریه فقط به عده ای کمک کنند تا در مقاطع زمانی و اجتماعی مختلف همچنان سر جای خودشان بمانند و تغیییری نکنند. باید کمک این موسسات در راستای ساختن آینده و رشد و شکوفایی این افراد باشد تا در آینده بتوانند مستقل شوند.

**با توجه به اینکه ایرانیان حس نوعدوستی قوی ای دارند و با بروز مشکلات در سطح جامعه سعی می کنند پیشقدم بوده و با موسسات خیریه همکاری کنند، آیا به نظر شما وجود این موسسات نقش حمایتی دولت را کمرنگ نمی کند؟

در مورد نقش دولت در کارهای خیرخواهانه باید بگویم که دولت در بسیاری موارد سیستم های سازمان های مردم نهاد را فعال می کند، چون ممکن است نتواند در خیلی از مواقع و مقاطع کمکی انجام دهد. بنابراین ممکن است این مساله نیاز به کمک افراد دیگر داشته باشد. این در حالی است که در تمام دنیا فقط زیرساخت های کمک رسانی در جهت فرهنگی، اجتماعی، سوادآموزی و... توسط دولت فراهم شده و کارهای خیرخواهانه به موسسات غیردولتی واگذار می شود. 

همچنین در بحث خیریه ها برخی افراد به صورت مشارکت اجتماعی همکاری معمول و متداولی دارند، البته برخی اوقات بسیاری از کمک ها کورکورانه است. برای مثال در کشورهای پیشرفته برنامه نهادها و سازمان های مردم نهاد برای انجام امور خیریه مشخص است، یعنی این مراکز برای حمایت از بیماران دیابتی یا حمایت از حیوانات بی سر پناه به طور ویژه به تبلیغ می پردازند و هر فردی نمی تواند تبلیغ انفرادی داشته باشد. در نتیجه با این کار اعتماد عمومی جلب می شود.

**با توجه به تعدد موسسات و انجام کارهای غیرقانونی برخی از آنها، نظر شما در مورد رشد این موسسات در سطح جامعه چیست؟ و چگونه مردم باید نسبت به اقدامات این مراکز مطمئن شوند؟

به نظر من اگر موسسات خیریه هدفمند باشند، مفیدند، چون در بسیاری موارد مانند کشور ما برخی افراد که در خارج از کشور اقامت داشته و پول تجاری زیادی دارند، برای آنکه به آن کشور مالیات ندهند، سازمان های خیریه را در ایران به نام خود ثبت می کنند. همچنین بارها دیده شده که برخی از خیریه ها در هیچ موقع از شبانه روز نیستند و فقط یک دفتر دارند که اصلا فعالیتی ندارد. 

بنابراین تعدد این موسسات مهم نیست و بحث کیفیت، ارتباط مدیران خیریه ها با دولت و اتصال بین آنها مطرح است، وگرنه اگر موسسات خیریه مانند قارچ سبز شوند و به نفع جیب خودشان بدون هیچ نظارتی کار کنند، به صرف اینکه بگوییم کشور خیرخواهی هستیم، اصلا منطقی و درست نیست. باید سیستم های نظارتی بر مراکز خیریه وجود داشته باشند. 

بنابراین مردم نباید به هر خیریه ای برای همکاری اعتماد کنند. خوشنامی یک موسسه خیریه بسیار مهم است که آن هم با کمی تحقیق و مطالعه تاریخچه به دست می آید. البته نباید مردم رویکرد همه یا هیچ داشته باشند، یعنی اگر خیریه ای بد بود، همه موسسات خیریه را بد بدانند و اگر موسسات خیریه ای خوب بود، همه خیریه های دیگر را خوب بدانند، چون این افکار شکل بیمارگونه دارد و انسان ها با عقل، منطق و بررسی می توانند سابقه یک موسسه خیریه را در بیاورند. بنابراین توصیه می کنم به جای اینکه مردم تحت تاثیر احساسات آنی شایعات یا شبکه های اجتماعی قرار بگیرند و از قانون همه یا هیچ پیروی کنند، در مورد چارچوب موسسات خیریه تحقیقات درست به عمل آورند، چرا که این احساسات خیلی زودگذر هستند. در حالی که باید نسبت به خوشنامی یک موسسه عکس العمل نشان داد و در فعالیت های حمایتی آن مشارکت کرد.
*منبع: روزنامه آرمان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: