
محمدمهدی تقیپور، مدیرعامل بهپرداخت ملت، با تأکید بر اینکه «پذیرنده» نقطه شکست اصلی در زنجیره پرداخت هنگام ناترازی انرژی است، میگوید: برخلاف تصور رایج که مراکز داده و زیرساختهای شبکه را آسیبپذیرترین بخش میداند، در واقع این پذیرندگان هستند که به دلیل محدودیت امکانات و آسیبپذیری بیشتر، در خط مقدم بحران قرار دارند. قطع برق مستقیماً منجر به توقف فروش، ارائه خدمت و در نهایت تراکنش در محل کسبوکار میشود و با غیرفعال شدن پذیرنده، حجم تراکنشها کاهش یافته و اثر بحران به کل شبکه و شرکتهای پرداخت سرایت میکند. در چنین شرایطی، روشن ماندن مراکز داده شرکتهای پرداخت به تنهایی تضمینکننده تداوم کسبوکار نیست؛ چرا که برخلاف شرکتها، میلیونها پذیرنده دسترسی به منابع جایگزین انرژی نظیر ژنراتور یا UPS ندارند.
توقف نوآوری؛ تهدیدی جدیتر از اختلالات عملیاتی
تقیپور با تأکید بر اینکه ناترازی انرژی «هزینهای پنهان» به صنعت پرداخت تحمیل میکند، گفت: «علاوه بر اختلالات عملیاتی مستقیم، ناترازی انرژی باعث ایجاد «هزینه فرصت نوآوری» میشود. در این وضعیت، منابع مالی و انسانی که باید صرف توسعه هوش مصنوعی، محصولات جدید و توسعه بازار شود، ناگزیر به حفظ زیرساختهای فعلی اختصاص مییابد.»
از دیدگاه او، در صنعت پویایی مانند پرداخت، «استراتژی بقا» به معنای درجا زدن نیست؛ چرا که توقف نوآوری، حتی سهم بازار فعلی شرکتها را نیز به خطر میاندازد. بحران انرژی با بلعیدن منابع موجود، زمان عرضه خدمات جدید به بازار را طولانیتر میکند که پیامد آن، کاهش توان رقابتی شرکتها در پاسخ به نیازهای واقعی جامعه است.
فناوری بدون چرخه اقتصادی؛ محکوم به شکست
وی در ادامه به چرایی عدم فراگیری فناوریهایی مانند «سافتپوز» و «QR» اشاره کرد و گفت: «با گذشت چند سال، این ابزارها هنوز به راهکارهای مسلط پرداخت تبدیل نشدهاند و ریشه این موضوع نه در سطح فنی، بلکه در مدل کسبوکار است؛ مشکل اصلی، مشخص نبودن چرخه اقتصادی این ابزارهاست.»
تقیپور معتقد است برای توسعه این راهکارها، باید روشن شود که دقیقاً قرار است جایگزین کدام خدمت شوند، چه مشکلی را حل کنند و جریان درآمدیشان چگونه تأمین خواهد شد. وی تأکید کرد: «بدون یک مدل اقتصادی شفاف، بهترین فناوریها نیز دچار «تکنولوژیزدگی» میشوند؛ یعنی بدون سازوکار بهرهبرداری اقتصادی، به پروژههایی تبدیل میشوند که شاید سرمایه جذب کنند، اما به کاربری پایدار و گسترده نمیرسند و شکست آنها به اشتباه به ناکارآمدیِ خودِ فناوری نسبت داده میشود.»
ارزیابی عملکرد PSPها
مدیرعامل بهپرداخت ملت همچنین شاخصهای فعلی (مانند تعداد تراکنش و پایانه) را برای ارزیابی عملکرد شرکتهای پرداخت کافی ندانست و تصریح کرد: «سهم شاخصهای فنی صرف در یک ارزیابی جامع، محدود است. اگرچه این شاخصها اهمیت دارند، اما گویای عملکرد کامل یک PSP نیستند. صنعت پرداخت ذینفعان متعددی از جمله پذیرندگان (که به ارزشافزوده نیاز دارند)، سهامداران (که در جستوجوی بازده هستند)، دارندگان کارت و فینتکها دارد. بنابراین، رتبهبندیها باید نشاندهنده ارزش ایجادشده برای این گروهها باشد؛ مواردی مانند ایجاد درآمد تازه برای پذیرنده، سودآوری برای سهامدار و فراهمکردن زیرساخت برای توسعه خدمات فینتکها، باید در کنار شاخصهای تراکنشی قرار گیرند.»
بهپرداخت و درآمدهای غیرشاپرکی
وی درباره وضعیت «بهپرداخت ملت» در مسیر تنوعبخشی به درآمدها و کاهش وابستگی به درآمدهای سنتی شاپرکی گفت: «بهپرداخت هدفگذاری کرده است که تا سال ۱۴۰۵ سهم مشخصی از درآمدهای خود را از حوزههای غیرشاپرکی و غیربانکی تأمین کند. اگرچه شرکت تاکنون به حدود نیمی از هدف درآمدی تعیینشده دست یافته، اما شرایط اقتصادی و بحرانهای اخیر مانع از تحقق کامل سود مورد انتظار شده است. با وجود معرفی دو خدمت اعتباری و پیشبرد پروژههای توکنسازی، این خدمات هنوز به سطح درآمدی مدنظر نرسیدهاند که ابهامهای تنظیمگری، شرایط بازار و محدودیتهای تبلیغاتی از جمله دلایل آن بوده است. این تجربه نشان میدهد که عرضه محصول، تنها نخستین مرحله از درآمدزایی است.»
هنر تعادل؛ تابآوری امروز، زیرساختِ فردای صنعت پرداخت
تقیپور در پایان درباره آینده صنعت پرداخت گفت: «این صنعت با دو مسئله مرتبط مواجه است: حفظ زیرساخت در برابر بحرانهای فعلی و عبور از مدل صرفاً تراکنشمحور. اگر تمام منابع صرف حفظ وضعیت موجود (تابآوری) شود، نوآوری متوقف خواهد شد؛ اما بدون حل مشکلات زیرساختی (انرژی و امنیت) نیز زیرساختی برای توسعه بازار باقی نمیماند. مسئله کلیدی، برقراری تعادل میان تابآوری امروز و سرمایهگذاری برای ساخت درآمدهای فرداست.»



