کد خبر: ۱۰۶۲۳۷
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۰ - ۰۶ تير ۱۳۹۶ - 27 June 2017
در سال‌های اخیر و در پی قدرت گرفتن محمد بن سلمان در خاندان سعودی خصوصا ماجراجویی‌ های وی در یمن، سوریه و بحرین خیلی‌ها بر این باورند این ولیعهد و وزیر دفاع بی‌تجربه به‌دنبال تشدید تنش با ایران است.
 در سال‌های اخیر و در پی قدرت گرفتن محمد بن سلمان در خاندان سعودی خصوصا ماجراجویی‌ های وی در یمن، سوریه و بحرین خیلی‌ها بر این باورند این ولیعهد و وزیر دفاع بی‌تجربه به‌دنبال تشدید تنش با ایران است.

مراد عنادی مدیر مسئول روزنامه جام جم در ستون سخن روز نوشت: البته چنین نگرشی با توجه به مواضع و دیدگاه‌های محمد بن سلمان درست است؛ چراکه وی اخیرا و در اظهاراتی گستاخانه اعلام کرد باید جنگ را به داخل مرزهای ایران کشاند. هر چند ممکن است سلمان کوچک بلندپروازی‌های زیادی در سر داشته باشد، اما به نظر می‌رسد نکته‌ای که برای این ولیعهد 32 ساله متولد آگوست 1985 بسیار کلیدی است، مطالعه تاریخ تحولات منطقه در چهار دهه گذشته است. محمد بن سلمان زمانی که شش ماهش بود رزمندگان ایران اسلامی با عملیات والفجر 8 و عبور از اروند رود، فاو را فتح کردند؛ بنابراین مرور گذشته برای سلمان کوچک به منظور پرهیز از اشتباه محاسبه در قبال ایران اسلامی ضرورت دارد. اما آنچه ولیعهد جوان سعودی به احتمال زیاد از آنها بی خبر است و باید بداند، چیست؟

1ـ برخی تحلیلگران به محمد بن سلمان لقب صدام ثانی داده‌اند. با این اوصاف او باید با تورق تاریخ بداند صدام در زمان حمله به ایران دارای بهترین نیروی زمینی در جهان عرب بود و نیروی هوایی مجهزی داشت و علاوه براین از حمایت مستقیم نظامی شورای همکاری خلیج‌فارس، مصر و اردن برخوردار بود و حتی از حضور سربازان سودانی در جنگ با ایران بهره می‌برد؛ با وجود این در برابر عزم و اراده رزمندگان ایران پوزه‌اش به خاک مالیده شد.

این در حالی است که عربستان نه‌تنها در برابر انصارالله یمن درمانده شده که اساسا ارتش اجاره‌ای سعودی چنان به فلاکت افتاده که فرماندهی نیروی نظامی خود را به ژنرالی پاکستانی واگذار کرده است.

2ـ ایران در مصاف با ارتش صدام با توجه به پیروزی انقلاب اسلامی و خروج مستشاران نظامی از آمادگی نظامی برخوردار نبود و به تعبیری کشورهای خارجی حتی از فروش سیم خاردار به ایران طفره می‌رفتند؛ اما به‌رغم همه این مشکلات نیروهای ایرانی بر صدام و حامیانش غلبه یافتند. این در حالی است که امروزه ایران علاوه بر توانمندی نظامی در عرصه‌های مختلف، از قدرت‌های موشکی جهان به شمار می‌رود که نمونه عینی آن را جهانیان در حمله موشکی سپاه به دیرالزور شاهد بودند.

3ـ در معادلات بین‌المللی در زمان ماجراجویی صدام همه پنج عضو شورای امنیت کم و بیش حامی صدام بودند، علاوه براین کشورهایی نظیر برزیل و یوگسلاوی سابق از تامین‌کنندگان اصلی سلاح برای عراق بودند، اما اکنون روسیه و چین با ایران همراهی دارند ضمن این‌که تهران دوستان منطقه‌ای و بین‌المللی زیادی دارد.

4ـ در زمان حمله صدام نطفه شورای همکاری خلیج‌فارس بسته شد و حکام وقت سعودی میلیاردها دلار در اختیار صدام گذاشتند، اما اکنون همین شورا دوپاره شده است. تنش بین قطر و عربستان و صف‌بندی بین قطر، عمان و کویت از یک‌سو با عربستان، امارات و بحرین از سوی دیگر نشان می‌دهد ایران در موقعیتی بسیار بهتر قراردارد، در حالی که آل‌سعود حتی از آنچه صدام از آنها برخوردار بود، محروم است.

5ـ ایران امروز در سایه تلاش و از جان گذشتگی فرزندان رشید خود و رهنمودهای مقتدرانه و شجاعانه رهبر انقلاب به چنان جایگاه رفیعی در معادلات منطقه‌ای وجهانی دست یافته است که قدرت‌های جهانی ترجیح دادند رودررو با نمایندگان ایران اسلامی در ارتباط با موضوع هسته‌ای مذاکره کنند؛ چراکه بویژه آمریکا، انگلیس و فرانسه بخوبی می‌دانستند زورآزمایی نظامی با تهران هزینه‌ای زیاد به همراه دارد. آنها از حافظه تاریخی‌شان مدد گرفتند و به یاد آوردند در زمان جنگ هشت ساله صدام علیه ایران نه هواپیماهای میراژ ، سوپراتاندارد و موشک‌های اگزوسه فرانسوی ، نه آواکس‌های آمریکا، نه موشک‌های اسکاد و میگ 25 روسی و نه حتی سلاح‌های شیمیا یی اهدایی آنها به صدام هیچ‌یک نتوانست مقاومت ایرانیان را بشکند. با این تجربه تاریخی و نظر به توانمندی امروز نیروهای مسلح ایران، تکلیف آل‌سعود درمانده و گرفتار در یمن مشخص است.

6ـ عربستان با ماجراجویی‌های چند سال اخیر دچار کسری بودجه شده، میزان ذخایر ارزی آن به کمتر از 500 میلیارد دلار یعنی یک سوم رسیده و این درحالی است که با وجود کودک‌کشی در یمن و بمباران‌های کور پس از گذشت دو سال هیچ دستاوردی نداشته است. طبیعی است قرارداد 110 میلیارد دلاری خرید سلاح از آمریکا نیز ره به جایی نخواهد برد؛ زیرا نیروی انسانی ماهر برای به‌کارگیری این سلاح‌ها را ندارد.

7ـ سلمان کوچک، با مروری بر تاریخ درخواهد یافت خرید سلاح به تنهایی قدرت نمی‌آورد، چراکه آنچه قدرت می‌آورد توانایی درساخت سلاح است. همچنین مهم‌تر از سلاح و دلارهای نفتی، عقبه مردمی نظام سیاسی مهم‌ترین مولفه قدرت به شمار می‌رود که تولید قدرت می‌کند، عنصر مهمی که آل‌سعود به علت ساختار قبیله‌ای از آن محروم است. این در حالی است که ایران امروز علاوه بر توانایی ساخت سلاح‌های پیشرفته از ناوشکن جماران تا موشک‌های با سوخت جامد و نقطه‌زن، هواپیماهای بدون سرنشین، پرتاب ماهواره به فضا و صدها موفقیت علمی دفاعی دیگر، به‌طور میانگین هر سال انتخاباتی پرشور برگزار کرده که مردم در آن مشارکت حداکثری داشته‌اند که همگی این شاخص‌ها رمز اقتدار ایران به‌شمار می‌روند.

8ـ نکته آخر این که حکام جوان سعودی علاوه بر مرور تاریخ بهتر است به جای پناه بردن به جاهلیت مدرن و جاهلیت قبیله‌ای به واقع‌نگری پناه ببرند؛ چراکه با واقع‌نگری بهتر می‌توان معادلات قدرت را تحلیل کرد و به شناخت دقیق دست یافت.

به عبارتی بهتر آنها با چنین رویکردی در می‌یابند که عربستان به‌رغم برخورداری از دلارهای نفتی و وابستگی شدید به آمریکا و اسرائیل، اساسا از مولفه‌های قدرت بومی بی‌بهره است؛ بنابراین بهتراست دچار اشتباه محاسبه نشود.

*منبع: روزنامه جام جم؛ 1396،4،4
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: