کد خبر: ۷۵۵۲۲
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۷ - ۱۵ تير ۱۳۹۵ - 05 July 2016
با وجود اینکه بازارکار با سیل تقاضاهای شغلی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی مواجه بوده و اوضاع بیکاری رو به وخامت است و هشدارهایی درباره تشدید بیکاری وجود دارد، هنوز فرمانده اشتغال کشور مشخص نیست.
با وجود اینکه بازارکار با سیل تقاضاهای شغلی فارغ‌التحصیلان دانشگاهی مواجه بوده و اوضاع بیکاری رو به وخامت است و هشدارهایی درباره تشدید بیکاری وجود دارد، هنوز فرمانده اشتغال کشور مشخص نیست.

به گزارش خبرنگار مهر، مقامات رسمی کشور می گویند مهم ترین مشکل فعلی داخلی کشور بیکاری است و چالش اصلی هم در این بخش بیکار ماندن هزاران جوان فارغ التحصیل دانشگاهی است که آماده ورود به بازار کار هستند، اما به دلیل بالا بودن میزان تقاضاهای کار، بسیاری از آنها بیکاری های طولانی مدت را تجربه می کنند.

در عین حال، برخی به دلیل داشتن تخصص ها و مهارت های ویژه، حتی شانس، پارتی و آشنابازی و مواردی از این دست فورا جذب بازار کار می شوند ولی این امکان برای قریب به اتفاق کارجویان فارغ التحصیل دانشگاهی کشور وجود ندارد؛ از اینرو انباشت تقاضای کار جوانان درس خوانده به چالشی در سال های اخیر برای کشور در بُعد داخلی تبدیل شده است.

بزرگی این مسئله آنقدر قابل مشاهده و حس است که تمامی دولت ها به منظور جلب نظر مردم و اخذ رای جامعه، در زمان تبلیغات انتخاباتی یکی از مهم ترین برنامه ها و اولویت های کاری خود را پرداختن به مسئله بیکاری جوانان و ایجاد اشتغال اعلام می کنند.

با این وجود، متاسفانه ضعف عملکرد دولت ها، کوچک شمردن مسئله و بحرانی شدن آن، تلاش برای ارائه طرح های کوتاه مدت و ضربتی اشتغال زایی، تزریق منابع بانکی به برخی طرح ها به امید ایجاد اشتغال، بعضا آمارسازی و ارائه عملکردهای غیرواقعی و باقی ماندن مسائل ریشه ای و تاریخی دلایل بیکاری جوانان؛ نه تنها معضل بیکاری حل نشده بلکه با سر کار آمدن هر دولت، این مسئله جلوه های جدید و زوایای تازه ای را از خود نشان می دهد.

بیکاری پیچیده‌تر شد

نارضایتی جامعه از بابت عملکرد اشتغال زایی دولت ها، ناامیدی جوانان برای یافتن شغل آینده دار و با امنیت شغلی و مسائلی از این دست مخارج هنگفتی را به کشور تحمیل کرده و آثار مخرب آن در افزایش میزان بزهکاری و جرم در کشور، اعتیاد جوانان، مهاجرت نخبگان و صاحبان ایده و مهارت، بالا رفتن سن ازدواج و آسیب های مختلف اجتماعی خود را نشان می دهد.

متاسفانه کاریابی و جستجوی شغل در شرایط فعلی اقتصاد ایران آنقدر دشوار و با موانع بزرگ روبرو است که بر اساس اعلام وزارت کار، از بین گزینه های مختلف جستجوی شغل، خانواده ها به این نتیجه رسیده اند که تا به دنبال یک پارتی و آشنا نباشند جوانانشان بیکار خواهند ماند.

تغیر ساختار آموزش در مدارس و آموزش عالی به نحوی که هزاران نفر از زمان مدرسه به سمت یادگیری مشاغل نیازمند مهارت و تخصص سوق داده شوند، استفاده از تجارب کشورهای پیشرفته به ویژه آنهایی که موفق به حل معضل بیکاری جوانانشان شده اند، تغییر نگرش جامعه نسبت به شغل و انتقال این مهم به مردم که اشتغال تنها پشت میزنشینی نیست، حمایت های واقعی از کارآفرینان و صاحبان ایده، پرداخت تسهیلات ارزان قیمت به طرح های واقعی اشتغال زایی، تعیین مشوق های واقعی مالیاتی و بیمه ای از سوی دولت برای تحریک کارفرمایان به جذب نیروی کار و مسائلی مانند این؛ می تواند اقداماتی اساسی برای به حرکت در آوردن چرخ های بازار کار باشد.

دولت ها مرتبا می گویند تا اقتصاد رشد نکند شغلی هم ایجاد نمی شود، اما از سایر ظرفیت های موجود غفلت کرده و به نظام آموزش عالی کشور نیز اجازه داده می شود تا همچنان هزاران جوان را به کلاس های درس کشانده و پس از چند سال برگه ای به دستشان بدهد و آنها را صاحب یک مدرک تقریبا بی ارزش کند. در واقع ابتدا این سیستم آموزشی کشور است که باید از حالت تئوری و ارائه مطالب کم اهمیت به مهارت محوری سوق داده شود.

چرا سیستم آموزشی کشور مهارت محور نیست؟

اگر مدارس و دانشگاه ها وظیفه ای در قبال تربیت نیروی متخصص و ماهر بر اساس نیازهای روز اقتصاد و بازار کار کشور ندارند، پس کدام دستگاه موظف به انجام آن است. آیا نمی توان از ایده کشورهایی که بچه ها را از دوران مدرسه با مشاغل آشنا کرده، تلاش می کنند تا استعداد هر فرد کشف و سپس شکوفا شود و در نهایت خروجی آن در اقتصاد کشور وارد شود، استفاده کرد و تنها باید افراد چند سالی در پشت میزهای کلاس ها بنشینند و سپس یک مدرک کاغذی دریافت و لیسانس یا فوق لیسانس و حتی دکترا نامیده شوند؟

سپس دولت ها بگویند علت بیکاری جوانان خودشان هستند چون مهارت انجام کار ندارند؟ چه کسی باید مهارت انجام کار، شناخت استعدادها و توانمندی های افراد، هدایت جامعه به سمت مشاغل مورد نیاز و مانند آن را انجام می داد؟ آیا اینها نمی تواند جزو وظایف نظام آموزشی کشور باشد؟ اگر اینگونه نیست چگونه برخی کشورها از طریق سیستم های آموزشی موفق به اجرای برنامه های دقیق دسته بندی جامعه بر اساس استعدادها و سپس هدایت به اشتغال مناسب شده اند؟

آیا فرصت سال ها عمر دانش آموزان در مدارس و سپس چند سالی هم در دانشگاه ها برای یادگیری علوم مورد نیاز اقتصاد کشور و کشف استعدادهای واقعی جوانان کافی نیست؟ آیا تنها باید هزاران میلیارد صرف آموزش تئوریک جوانانی شود که حتی با مدرک فوق لیسانس و دکترا هم مورد پذیرش بازار کار قرار نگیرند؟ بنابراین اگر سیستم آموزشی اشکال داشته و باید تغییر کند، دقیقا چه زمانی و توسط کدام دولت انجام می شود؟

اینکه گفته می شود در برخی رشته ها هزاران تقاضا برای کار وجود دارد ولی بسیاری از مشاغل خالی از متقاضی کار مانده، دقیقا به دلیل ضعف های سیستم آموزشی است چون شرایط به گونه ای شده که یا بسیاری می خواهند فقط دکتر و یا مهندس باشند و دستکم این عناوین ابتدای اسمشان باشد.

میل شدید جامعه به عناوین دکتر و مهندس

مسلم خانی در گفتگو با مهر درباره وجود بحران بیکاری در کشور به ویژه برای فارغ التحصیلان دانشگاهی گفت: حتما لازم است تا دولت و مجلس این واقعیت را بپذیرند و برای مواجه علمی و دقیق با این بحران در برنامه ششم توسعه راهبرد و راهکار مناسبی داشته باشند.

کارشناس عالی بازار کار اظهارداشت: نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی هر روز در حال افزایش است و کشور با انبوهی از فارغ التحصیلان بیکار که باید نام آنها را بیکاران گران قیمت گذاشت مواجه شده است.

خانی ادامه داد: شاید حدود ۵۳ عامل در بروز پدیده بیکاری موثر باشند که یکی از آنها عدم توجه جدی به بحث کارآفرینی در سال های اخیر باشد. در شرایط پساتحریم و بحران بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی که البته میل به کارآفرینی در گروه تحصیل کرده های دانشگاهی بالا است، یکی از منطقی ترین و زودبازده ترین سیاست ها در برنامه ششم باید ترویج و توسعه شرکت های دانش بنیان و کارآفرینی باشد و مورد توجهات ویژه قرار بگیرد.

این مدرس کارآفرینی دانشگاه گفت: در عین حال، تعریف یک بسته جامع مشوق های کارآفرینی برای فارغ التحصیلان دانشگاهی باید مورد توجه قرار گیرد ولی در حال حاضر جای خالی این موضوع در برنامه ششم توسعه احساس می شود و تنها در بند ۱۵ به این مسئله پرداخته شده است.

وی خاطرنشان کرد: در قالب بودجه سال گذشته ۴ هزار میلیارد تومان به عنوان حمایت از اشتغال جوانان از محل هدفمندی یارانه ها اختصاص یافته بود که البته عملیاتی نشد اما در قالب بودجه ۹۵ نیز این رقم وجود ندارد. در عین حال، دولت باید معافیت های بیمه ای سهم کارفرما برای جذب بیکاران را در نظر بگیرد.

هنوز یک فرمانده مشخص در بازار کار نداریم

به گفته خانی، حمایت از شرکت های کارآفرینی دانش بنیان نیز باید در قالب هایی مانند تخفیفات مالیاتی و بیمه ای دنبال شود. موضوع ساماندهی الگوی ملی سیاست گذاری و برنامه ریزی بازار کار و تعیین فرماندهی واحد برای پیگیری امور مربوط به بازار کار نیز بسیار لازم و ضروری است.

کارشناس عالی بازار کار اظهارداشت: ما متاسفانه نه در دولت و نه مجلس نتوانسته ایم یک الگوی جامعی در سیاست گذاری بازار کار تدوین نماییم تا بتوان موضوع بیکاری جوانان را در قالب یک برنامه ملی دنبال کرد. در این برنامه باید موضوع ارتباط بین دانشگاه و بازار کار دیده شود.

وی افزود: موضوع توانمندسازی کارجویان مسئله بسیار مهمی است که در این زمینه دانشگاه ها نقش بسیار موثری دارند و موضوع دیگر این است که باید در بنگاه های موجود کسب و کار کشور، تحریک تقاضای نیروی جدید کار دنبال شود. این امر نیازمند این است که در شرایط پساتحریم یه بسته ویژه ای را طراحی نماییم.

خانی تاکید کرد: بهبود محیط کسب و کار و فراهم سازی توسعه اشتغال و کارآفرینی نیز در دوران پساتحریم باید مورد توجهات جدی و راهبرد ملی قرار گیرد. تاکنون برخی طرح های اشتغال زایی مانند زودبازده ها و ... عملیاتی شد که باید گفت اینها می توانند گوشه ای از نیازهای بازار کار کشور را پوشش دهند.

کارشناس عالی بازار کار تصریح کرد: ما هنوز نمی دانیم فرماندهی بازار کار کشور با کیست. آیا وزارت کار فرماندهی اشتغال را بر عهده دارد و یا وزارت اقتصاد، سازمان مدیریت و یا دستگاهی دیگر است؟ در این زمینه مجلس باید مشارکت و همراهی داشته باشد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: