امروزه مدیریت سود یکی از موضوعات بحثبرانگیز و جذاب در پژوهشهای حسابداری بهشمار میرود و سرمایهگذاران بهعنوان یکی از معیارهای مهم تصمیمگیری، به رقم سود توجه خاصی دارند. پژوهشها نشان داده است که نوسان کم و پایدار سود حکایت از کیفیت آن دارد. بهاینترتیب سرمایهگذاران با اطمینان خاطر بیشتر در سهام شرکتهایی سرمایهگذاری میکنند که روند سود آنها با ثباتتر است.
یکی از روشهایی که گاهی اوقات برای آرایش اطلاعرسانی وضعیت مطلوب شرکتها مورد استفاده قرار میگیرد، «مدیریت سود» است. سرمایهگذاران حقیقی و حقوقی با استفاده از تکنیکهای آماری، نوسان سودآوری انواع پرتفوی را محاسبه کرده و پرتفوهایی که نوسان سودآوری کمتری دارند را برای سرمایهگذاری انتخاب میکنند. در واقع، سرمایهگذار به این ایده میرسد که پرتفوی انتخابی با همان ریتم، سوددهی خواهد داشت. پس تقاضای خرید برای سهام آن بنگاه بهوجود خواهد آمد و ریسک از دستدادن ارزش سهام منتفی شده و سهامداران و سایر ذینفعان شرکت بهتبع آن منتفع میشوند.
یکی از خطرهایی که در کمین این هموارسازی سود قرار دارد و در المانهای محافظت از بنگاه، ناشناخته مانده یا اهمیت آن کمتر جلوه داده شده، خطر نوسان سود بهعلت خسارت به کارفرما یا کارخانه تولیدی است. خسارت فیزیکی به اموال و داراییهای بنگاه معمولا با خرید بیمه اموال جبران میشود، اما خسارت از دستدادن درآمد غیرقابل جبران تصور میشود که با نوآوری در بیمهگری و کاوش مبحث ارزش در معرض خطر، برای این مشکل نیز چارهاندیشی شده و بهزودی بهصورت فزایندهای در سبد خرید بیمهگذاران قرار میگیرد. این پوشش بهعنوان مکمل بیمه آتشسوزی، ضامن بقای بیمهگذار بعد از وقوع یک حادثه و خسارت فیزیکی است که منجر به قطع جریان تولید و محرومشدن بنگاه اقتصادی از درآمد و سود و همچنین هزینههای سربار میشود.
چنانچه بر اثر آتشسوزی وقفهای در جریان تولید یک بنگاه بازرگانی یا صنعتی پیش آید روند پرداخت هزینههای بیمه، حقوق و دستمزد، اجاره و... که از آنها بهعنوان هزینههای ثابت یاد میشود، قطع نخواهد شد. پس بیمهگر متعهد میشود هزینههای مذکور بهعلاوه سود خالص از دسترفته را براساس اصل غرامت جبران کند. برای این پوشش بیمهای الزاماتی وجود دارد که باید توسط بیمهگر و بیمهگذار رعایت شود. نوع پوشش، دوره غرامت، نرخ سود ناخالص، فرانشیز، پیشبینی فروش، با پیشنهاد بیمهگذار و موافقت بیمهگر تعیین شود.
بیمهگذار موظف است مستندات مربوط به تفکیک هزینهها (هزینههای ثابت و متغیر) را بهطور شفاف در اختیار بیمهگر قرار دهد و همچنین عواملی که برای ادامه تولید در زمان خسارت، بهعنوان مثال تعداد دستگاههای خطوط تولید، نحوه تعمیرات، حداکثر زمان بازیافت (مدت زمانیکه لازم است یک دستگاه آسیبدیده در اثر خسارت، تعمیر یا جایگزین شود و تولید به سطح قبلی خود بازگردد) موثرند به بیمهگر اطلاع دهد. تا بیمهگر قادر باشد تعدیلات لازم را در محاسبه حق بیمه اعمال و میزان تعهد خود را بهدرستی شناسایی کند. بدیهی است این پوشش در زمره نیازهای اصلی بنگاههای اقتصادی قرار دارد و بهمنظور رعایت اصول بیمهگری بهطور عام و اصول صدور این پوشش بهطور خاص باید الزامات آن رعایت شود.