بانکدای ایرانی گزارش می دهد؛گذار بانک ایرانزمین از مرحله «اصلاح» به «خلق ارزش»؛ نقشآفرینی دوباره در اقتصاد مولد
تحول از بانکِ اصلاح شونده به سوی بانکِ درآمدساز

بانک ایرانزمین در آستانه فصل نوینی از فعالیتهای خود قرار گرفته است. تحلیلگران معتقدند اکنون که زیربنای اصلاح ترازنامه در حال شکلگیری است، این بانک باید استراتژی خود را از «مدیریت بحران» به سمت «تحول درآمدزایی» و ایفای نقش در اقتصاد واقعی تغییر دهد.
به گزارش بانکداری ایرانی؛ با فروکش کردن چالشهای تاریخی و گامهای مثبت در جهت تعیینتکلیف داراییها و تسویه بدهیهای بانک مرکزی، بانک ایرانزمین در آستانه فصل نوینی از فعالیتهای خود قرار گرفته است. تحلیلگران معتقدند اکنون که زیربنای اصلاح ترازنامه در حال شکلگیری است، این بانک باید استراتژی خود را از «مدیریت بحران» به سمت «تحول درآمدزایی» و ایفای نقش در اقتصاد واقعی تغییر دهد.
پایان دوران «حل مشکلات گذشته»
عبور از مراحل اولیه اصلاح ساختار، مهمترین نقطه عطف بانک ایرانزمین است. در این برهه، مسئله دیگر صرفاً «حل مشکلات گذشته» نیست؛ بلکه بانک باید بتواند با اتکا به ساختار اصلاح شده، موتور محرکِ درآمدهای پایدار خود را روشن کند. واقعیت این است که مدلهای سنتی بانکداری که صرفاً بر درآمدهای تسهیلاتی متکی هستند، دیگر پاسخگوی نیازهای یک بانک پیشرو در شرایط فعلی نیستند.
بانک ایرانزمین برای تضمین آینده خود، نیازمند تغییر ریل است. توسعه درآمدهای کارمزدی و غیرمشاع، ورود جدی به عرصه بانکداری دیجیتال، ارائه خدمات مالی نوین، ارتقای بهرهوری شبکه شعب و کاهش هزینههای عملیاتی از طریق فناوری، ارکان اصلی مدل درآمدی جدید این بانک را تشکیل میدهند. این تغییر مدل کسبوکار، بانک را از موجودیتی که انرژیاش صرف حل پروندههای قدیمی میشد، به نهادی تبدیل میکند که تمرکز اصلی آن بر «خلق ارزش» است.
پیوند اصلاح ترازنامه با اقتصاد واقعی
اهمیت احیای بانک ایرانزمین تنها در بهبود ارقام صورتهای مالی خلاصه نمیشود؛ چرا که بانکها در اقتصاد ایران، کانالهای حیاتی انتقال منابع به بخش واقعی اقتصاد هستند. هرچه این بانک بتواند با فاصله گرفتن از داراییهای منجمد و ساختار ناتراز، به سلامت مالی دست یابد، ظرفیت بیشتری برای ایفای نقش در تأمین مالی پروژههای اقتصادی مولد خواهد داشت.
در صورتی که فرآیند اصلاح با تعیینتکلیف داراییها، ساماندهی بدهیها، تقویت سرمایه و بازطراحی منابع و مصارف تکمیل شود، گام نهایی، بازگشت تدریجی بانک به رسالت اصلی خود، یعنی تجهیز منابع و تخصیص آن به فعالیتهای اقتصادی مولد است؛ این دقیقاً همان نقطه عطفی است که «احیای بانک» را از یک مفهوم مالی، به یک دستاورد کلان اقتصادی تبدیل میکند.
مسیری چندمرحلهای، نه یک اتفاق مقطعی
تجربه بانکداری در ایران نشان داده است که هیچ بانک بزرگی با یک اقدام جزئی به شرایط مطلوب بازنمیگردد. مسیر احیای بانک ایرانزمین نیز در یک زنجیره بههمپیوسته تعریف میشود:
تعیینتکلیف داراییها ← کاهش و ساماندهی بدهیها ← اصلاح ساختار منابع و مصارف ← تقویت سرمایه ← بهبود شاخصهای نظارتی ← بازطراحی مدل کسبوکار ← بازگشت به سودآوری پایدار.
اقدامات اخیر در راستای تعیینتکلیف داراییهای بانک و تسویه مطالبات بانک مرکزی، بیشک یکی از حیاتیترین حلقههای ابتدایی این زنجیره است که مورد توجه رسانههای اقتصادی نیز قرار گرفته است. اما آنچه اهمیت دوچندان دارد، مرحله «پساتسویه» است؛ یعنی تبدیل این دستاوردهای اصلاحی به عملکرد اقتصادی ملموس.
در انتظار فصل جدید
بانک ایرانزمین اکنون در آستانه مرحله تازهای ایستاده است. بازگشت به مدار طبیعی بانکداری مستلزم یک همکاری سه جانبه میان نهاد ناظر (بانک مرکزی)، سهامداران و مدیریت اجرایی بانک در پیشبرد منسجم برنامه اصلاحی است.
در نهایت، پرسش کلیدی فعالان بازار این است: با توجه به دادههای موجود مبنی بر تسویه مطالبات بانک مرکزی، چه زمانی میتوان از «احیای کامل» این بانک سخن گفت؟ پاسخ به این پرسش، مستلزم سرعتبخشی به اقدامات استراتژیک پس از تسویه بدهیهاست تا بانک ایرانزمین بتواند در قامت بانکی متکی بر سرمایه، منابع سالم، تسهیلات باکیفیت و درآمدهای پایدار، جایگاه خود را در نظام بانکی کشور بازیابد.


