کد خبر: ۶۴۲۲۲
تاریخ انتشار: ۲۲:۴۸ - ۰۵ اسفند ۱۳۹۴ - 24 February 2016
حدود 13 میلیون دانش آموز هر روز کیف و کتاب برمی دارند و راهی مدرسه می شوند، در حیاط چرخی می زنند و ساعتی گوش به درس معلم می سپارند، بعد هم که مدرسه تعطیل می شود هرکدام می روند پی کارشان بی آن که معلوم شود دقیقا ته ذهنشان چه دغدغه ای است.

 دلنگرانی و دلشوره، ترس و اضطراب و حس ناامنی هرکدام ممکن است به جان دانش آموزی بیفتد که بظاهر، آرام پشت میز و نیمکت های مدرسه نشسته و چشم دوخته به دهان معلم؛ خودش اینجاست و دلش جای دیگر است.

وضع که وخیم تر باشد و دانش آموز پریشان تر، می شود مصداقی از گفته های اخیر نادر منصور کیایی، مدیرکل دفتر مراقبت در برابر آسیب های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش؛ وضعی که بچه ها را می کشاند به سمت مصرف سیگار و قلیان، ارتباط با جنس مخالف یا کتک کاری در کوی و برزن؛ به سمت این سه رفتار که به گفته او همه گیرترین رفتارهای پرخطر نوجوانان است.

هفته تربیت اسلامی نزدیک است و شنبه ای که می آید نخستین روز آن؛ حالا هفته تربیت و روز امور تربیتی مانده و این آسیب ها که مخل تربیت اند و مانعی برای شکوفایی .

دیروز حمیدرضا کفاش، معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش به بهانه این روز در جمع خبرنگاران حاضر شد و طوماری از کرده های مثبت وزارتخانه در حوزه پرورشی را شرح داد؛ فهرستی بلندبالا که نشان می داد سال 94، بیش از چهار میلیون دانش آموز در فعالیت های قرآن، عترت و نماز حضور فعال داشته اند، عده ای شان در 650 دارالقرآن به عنوان نخبه قرآنی جمع شده اند و تعلیم دیده اند و شش میلیون دانش آموز نیز در طرح امام شناسی، کتاب هایی را خوانده اند که محتوایشان سبک زندگی ائمه است. اعزام 1200 دانش آموز اهل مناطق مرزی به اردو، زیارت 12 هزار دانش آموز دختر دوم دبیرستانی در مشهد و اعزام 580 هزار نفر نیز به اردوهای راهیان نور گوشه ای از این فهرست عریض و طویل بود .

اما اینها همه به جای خود، چون خبرنگاران دنبال دغدغه ها بودند؛ دنبال دانش آموزانی که گفته می شود اهل دود هستند و کنجکاو مصرف مواد؛ دانش آموزانی که شاید تعدادشان زیاد نباشد، اما انعکاس حضورشان بزرگ است و پررنگ. حمیدرضا کفاش البته خبرنگاری که دغدغه اش در این حوزه را در قالب یک سوال قاب گرفت به دفتر مراقبت از آسیب های اجتماعی و معاونت سلامت وزارتخانه ارجاع داد، خودش نیز توضیحی کوتاه را چاشنی کرد و گفت نیازی نیست این قبیل مسائل رسانه ای شود نه که اهالی رسانه محرم نباشند، بلکه به این دلیل که اطلاعات مربوط به دانش آموزان و رصد روانشناختی آنها در مدارس محرمانه است.

او همچنین توضیح داد: مشاوران مدارس تا آنجا که بتوانند مشکلات رفتاری دانش آموزان را در مدرسه با جار و جنجال و خبر کردن خانواده ها حل می کنند، اما اگر لازم باشد، دانش آموزان مشکل دار، آسیب دیده یا در معرض آسیب را به هسته های مشاوره دراستان ها و شهرستان ها ارجاع می دهند و اگر نیاز شد، موارد نادر را برای درمان به خارج از نظام آموزشی هدایت می کنند.

**دغدغه های دانش آموزان و کمبود مشاور
تکمیل پرونده الکترونیک مشاوره برای سه میلیون دانش آموز دوره متوسطه اول و دوم خبری بود که معاون پرورشی و فرهنگی آموزش و پرورش دیروز در قالب اقدامات مثبت وزارتخانه گنجاند و اضافه کرد این پرونده ها با هدف شناسایی آسیب ها و انجام زودهنگام مداخلات تشکیل شده، اما بحث که به اینجا رسید باب یک چالش باز شد؛ همان موضوع قدیمی و همیشگی کمبود مشاور در مدارس. طبق آمار کفاش، هم اکنون تنها 17 هزار و 500 مشاور در مدارس حضور دارند؛ رقمی که وقتی شانه به شانه آمار مدارس ایران که 105 هزار باب است گذاشته می شود، کوچکی اش حسابی به چشم می آید. 

کفاش این کوچکی آمار را تائید کرد و پذیرفت با وضع مطلوب فاصله زیادی دارد، اما تاکید کرد این تعداد مشاور تا جایی که بتوانند امورات دانش آموزان و مشکلاتشان را رتق و فتق می کنند. اما عمده ترین مشکلات دانش آموزان و بزرگ ترین دغدغه های ذهنی آنها چیست؟ این سوال یکی از خبرنگاران از معاون وزیر در نشست دیروز بود که کفاش در توضیح، ذهن ها را برد به سمت خانواده ها؛ به سمت خانواده های مشکل دار و متزلزل به خاطر طلاق، اعتیاد، مشغله های زندگی ماشینی و فقر شدید. 

او تشریح کرد، بیشتر مشکلات تربیتی در مدارس ناشی از فضای نامناسب خانواده هاست؛ کانون های سستی که عامل بروز مشکلات اخلاقی و اجتماعی در بچه ها می شوند. این حقیقت جامعه ماست، بخشِ تلخی از واقعیت که حضور مشاوران در مدارس می تواند مرهمی بر آن باشد، اما مدارس از این بابت در مضیقه شدید به سر می برند و ظاهرا قرار نیست این مشکل تا آینده ای نزدیک حل شود، چون آموزش و پرورش مجوز استخدام نیرو ندارد؛ این گفته حمیدرضا کفاش است.

**محیط پرخطر است و نیاز به مشاور، مُبرم
اگر دردی داریم و فکری که ما را می گزد درون مان نگه داریم، عمیق تر می شود و می شود زخمی کهنه که یا سر باز می کند و ما و پیرامون مان را می آزارد یا اگر بسته بماند می شود، خوره جانمان. در هر دو حال ما آدم مشکل داری هستیم، انسانی محروم از بهداشت روانی. اما اگر مشاوری مجرب و کارآزموده باشد، اجازه نمی دهد کار به اینجا برسد، او دستمان را می گیرد و بلند می کند.

دکتر مریم شهیدی نژاد، مشاور و روان شناس به همین دلایل در گفت وگو با ما بر ضرورت حضور مشاوران کاربلد در مدارس تاکید می کند و دست می گذارد بر مدارس ابتدایی و راهنمایی که به علت حساس بودن سن کودکی و نوجوانی، نیازشان به مشاور بیشتر است. به گفته او، دانش آموزان دردوره راهنمایی معمولا دچار تعارض با خانواده یا متمایل به جنس مخالف می شوند و دانش آموزان ابتدایی گرفتار اختلالات یادگیری و بیش فعالی که در همه این موارد مشاور می تواند گره گشا باشد؛ از این بابت که قادر است احساس امنیت از دست رفته را به آنها برگرداند و آرامش را جایگزین تشویش کند. شهیدی نژاد تاکید می کند: مطالب درسی را فقط می توان در یک ذهن آرام و مسلح به احساس امنیت جای داد.

جامعه ما محیطی پرخطر دارد، مملو از انواع آسیب ها، حالا هم که آموزش و پرورش تائید می کند خانواده های مشکل دار نیز مزید بر علت شده اند و به جان روان دانش آموزان افتاده اند. این یعنی آرامش تا چه اندازه مورد نیاز است و کسی که بتواند به برقراری آرامش و امنیت کمک کند تا چه حد کیمیاست.
*منبع: روزنامه جام جم
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: