کد خبر: ۱۲۰۴۹۹
تاریخ انتشار: ۱۲:۰۴ - ۱۷ آذر ۱۳۹۶ - 08 December 2017
آنچه تا به حال از سوی آمریکا و شرکای آن عمل شده و یا در آینده با توان و انرژی محدودتر و کم اثرتر اجرا خواهد شد، 'نبرد برای آینده' است که از زبان لئون پنتا شنیده می‌شود.
بانكداري ايراني - پایگاه خبری مشرق در یادداشتی نوشت: آنچه تا به حال از سوی آمریکا و شرکای آن عمل شده و یا در آینده با توان و انرژی محدودتر و کم اثرتر اجرا خواهد شد، 'نبرد برای آینده' است که از زبان لئون پنتا شنیده می‌شود.

در ادامه این یادداشت به قلم هادی محمدی می خوانیم: شاید بتوان لئون پنتا وزیر دفاع سابق آمریکا را یکی از صاحب منصبان دارای درک استراتژیک از غرب آسیا ارزیابی کنیم. چرا که با زیرکی توانست سیستمهای امنیتی و نظامی آمریکا را در دوره مسئولیتی خود به اجرا بگذارد و کمتر به اقدامات جنجالی و پرهزینه برای امریکا، تن می‌داد.

توصیف اخیر وی از غرب آسیا این است که، 'دولتهای ورشکسته‌ای در خاورمیانه و غرب آسیا وجود دارند' و آنچه از نگاه کلان در این منطقه جاریست، را به 'میدان نبردی برای آینده' تشبیه کرده است.

بخوبی پیداست که این توصیف با واقعیت‌های غرب آسیا منطبق است و دولتهای ورشکسته و فرسایش یافته که حاصل سیاستهای آمریکاست و اغلب آنها را شرکای آمریکا تشکیل می‌دهند. ترکیه، عربستان،‌ امارات، مصر، اردن را بخش حداقلی از بازیگران اصلی این منطقه می‌توان دانست که در شتاب سیاستهای ابزاری آمریکا در حداقل یک دهه گذشته، دچار ناتوانی شده و قادر نیستند تا در سناریوهای منطقه‌ای آمریکا، کارنامه موثر و موفقی از خود نشان دهند.

از نگاه کاخ سفید، امروز و بر خلاف گذشته،‌ تکیه‌گاه اصلی پیشران سیاستهای منطقه‌ای آمریکا ترکیه و مصر نیست، بلکه بدلیل نیاز آمریکا به ابزارهای نیابتی، یعنی پول و هزینه‌های نظامی و نیروی انسانی پر انگیزه که تجلی آن در تروریستهای وهابی و تکفیریست، محور اصلی را عربستان و امارات تشکیل می‌دهند. نگاه درجه دوم به مصر و ترکیه، شرایط متزلزلی در مناسبات آمریکا با این دو کشور را تشکیل داده و گاه تا مرز گریز از مرکز هم پیش رفته‌اند.

تجربه تلخ سیاستمداران آمریکا در دو ماه گذشته، چهار رسوایی و شکست را که با اقدامات عربستان و امارات و بنا به نیاز مرحله‌ای امریکا به اجرا گذاشته شده، ثبت کرده است. این یک شاخص روشن در ورشکستگی اقدامات منطقه‌ای بازوهای آمریکا در منطقه است. دستگیری صدها شاهزاده، تاجر و مقام مسئول در سعودی و با نام مبارزه با فساد به فرجام باج خواهی محمدبن سلمان از آنها منتهی شده که حتی در غرب هم کسی این شعار را نمی‌پذیرد و همه منتظر دادگاه صالحه برای رسیدگی دقیق و صدور حکم قضایی برای متهمان فساد هستند. 
راه‌اندازی رفراندوم تجزیه در کردستان عراق که در لحظات پایانی نابودی داعش در عراق و سوریه و با تحریک رژیم صهیونیستی و عربستان و امارات به اجرا درآمد و امیدهای زیادی بدان بسته بودند، در زمان کوتاهی به نتایج ویرانگر برای مجریان رفراندوم در کردستان عراق رسید و دولت مرکزی عراق را در شرایط کاملا مسلط قرار داد. 
ربایش سعد حریری و گروگان گیری وی و همه خانواده‌اش در سعودی که برای فتنه جدید سیاسی و حتی امنیتی توسط محمدبن سلمان عملی شد، به جایی رسید که حتی حامیان و مزد بگیران سنتی عربستان در لبنان از این رفتار ناشیانه و تحقیرآمیز ابراز انزجار کردند و اوضاع سعودی را در لبنان بدتر از گذشته کرد. آخرین رسوایی عربستان و امارات برای تغییر معادله میدانی در یمن با تحریک و رشوه دادن به علی عبدالله صالح و پسرش در جنوب شهر صنعا برای تضمین پیروزی عربستان و امارات در یمن، تا 24 ساعت دوام نیاورد و شکست خورد.

البته مقامات آمریکایی در دوره بوش پسر هم به ورشکستگی شرکای منطقه‌ای خود در سال 2005 برای مهار و سرکوب حزب الله در لبنان توسط خانم رایس در نشست با فراکسیون 14 مارس اعتراف کرده بودند و بدتر از همه اینکه تمامی شرکای منطقه‌ای آمریکا و دهها کشور دیگری که با تحریک آمریکا برای به پیروزی رساندن تروریستهای تکفیری در سوریه و هزینه‌های صدها میلیارد دلاری، پس از 6 سال ارتکاب انواع جنایت و وحشی گری که قرار بود عقبه محور مقاومت در سوریه را نابود کنند، به جایی رسیدند که رئیس ستاد ارتش اسرائیل با تلخی تمام، تاکید می‌کند که باید با ایران و حزب الله و مقاومت در سوریه همزیستی کند!! این در حالی است که آمریکا و رژیم صهیونیستی و عربستان و امارات و شاید تعداد دیگری از شرکای آمریکا، همه تلاش خود را تا به حال برای حذف ایران و مقاومت از سوریه اجرا کرده و هنوز در دستور کار دارند ولی ناچارند به شکست در این هدف راهبردی اعتراف کنند.

مسئله اصلی این است که آمریکا قادر به اعمال اراده خود در غرب آسیا نیست و محدودیت گزینه‌های آمریکایی در کنار ناتوانی و فرسودگی شرکای آن در منطقه، قادر به ایفای نقش قدرت هژمونیک نیستند. اغلب مراکز راهبردی و نخبگان آمریکایی معترفند که تنها پیروز تحولات منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران است که خلاء‌ قدرت منطقه‌ای بخوبی و با تبدیل تهدیدات به فرصت پر کرده است. لذا آنچه تا به حال از سوی آمریکا و شرکای آن عمل شده و یا در آینده با توان و انرژی محدودتر و کم اثرتر اجرا خواهد شد، 'نبرد برای آینده' است که از زبان لئون پنتا شنیده می‌شود. 
پرواضح است که این میدان نبرد و پیامدهای آن محدود به این جغرافیا نیست و آثار آن در دیگر حوزه‌های ژئوپلیتیک و بین المللی خود را نشان خواهد داد و این پیامد و نتایج، آینده و سرنوشت منطقه و بازیگر اصلی و بازیگران شکست خورده و ورشکسته را روشن خواهد کرد.
*منبع: پایگاه خبری مشرق/ 13 آذر 96
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: